تو گفتي خداحافظ من شنيدم به اميد ديدار
تو دل كندي از من و من دل بستم به تو
تو از كنارم رفتي اما خاطرت در قلبم حك شد
چه قصه ي عجيبي است قصه ي عشق
افسوس كه زندگي فقط انديشه هاي زيبا نيست
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 12:10 توسط محمد
|
ميهماني با تو بودن جشن لحظه هاي ناب بود و من سرشار از طراوت گشتم
به اميد طلوع دوباره ي ديدار تو
تا با نگاهت تن خسته ي مرا سرشار از طراوت و اميد كند
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 12:9 توسط محمد
|
چه دير آمدي و شكست بغض انتظار
وقت رفتن شد
نوش دارويت بعد از مرگ سهراب است
اما دم تو مسيحايي
پس زنده كن مرا كه به اميد ديدار تو زنده ام
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 12:6 توسط محمد
|